یه وقت به یک نویسنده خوبی گفتم که شما به یکی ازین آسایشگاه های بنیاد شهید که مربوط به جانبازان است برو مثل پرستار ها لباس سفید بپوش ودر آن آسایشگاه خدمت کن ؛ من برایت مجوز میگیرم. برو یکماه در آنجا بمان ، لگنش را خالی کن ، غذا در دهانش بگذار ، ملافه اش را جمع کن ، و با رنج ها و کمبود های او آشنا بشو ، ببین !! جانباز یعنی چه ؟
من و شما که نمیدانیم جانباز کیست؟ چه کار میکند ؟ما فقط جسم جانباز را میبینیم اما چه میدانیم احساس جانباز چیست ؟
گفتم شما برو با آن دید هنرمندانه جانباز را شناسائی کن بعد بیا یک رمان در باره ارادات ذهنی جانباز بنویس و درین رمان زخم های او را شفا بده و بر آن مرهم بگذار ؛
+ نوشته شده توسط غلامعلی نسائی در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 و ساعت
14:11 |


