تبليغاتX
آخرین دوران رنج

یه وقت به یک نویسنده خوبی گفتم که شما به یکی ازین آسایشگاه های بنیاد شهید که مربوط به جانبازان است برو مثل پرستار ها لباس سفید بپوش ودر آن آسایشگاه خدمت کن ؛ من برایت مجوز میگیرم. برو یکماه در آنجا بمان ، لگنش را خالی کن ، غذا در دهانش بگذار ، ملافه اش را جمع کن ، و با رنج ها و کمبود های او آشنا بشو  ،  ببین !! جانباز یعنی چه ؟
من و شما که نمیدانیم جانباز کیست؟ چه کار میکند ؟ما فقط جسم جانباز را میبینیم  اما چه میدانیم احساس جانباز چیست ؟
گفتم شما برو  با آن دید هنرمندانه جانباز را شناسائی کن بعد بیا یک رمان در باره ارادات ذهنی جانباز بنویس و درین رمان  زخم های او را شفا بده و بر آن مرهم بگذار ؛

 

+ نوشته شده توسط غلامعلی نسائی در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 و ساعت 14:11 |
خاطره‌ها از جوناني بود كه در شباب روزگار راهي جبهه شدند آناني كه تازه پيمان زناشويي بسته بودند . اما علميات ها را بر آسايش روزگار ترجيح دادند و رفتند خاطره از كساني گفته شد كه وقتي در روز عمليات به آنها گفتند فلاني داري پدر مي‌شود گفت برويد و بگوييد نام من را بر فرزندم بگذاريد.
اينها شايد براي كساني باشد كه يا گردان مسلم بين عقيل لشكر 25 كربلا را نمي شناسند و يا فراموش كرده اند كه گردان مسلم نيز هست و نفس مي كشد هر چند چهار سالي است كه گردهمايي‌هاي بازماندگان گردان برگزار مي‌شود اما شايد بسياري از جوانان و نوجوانان ندادند گردان مسلم چه بود چه كرد و چه شد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلامعلی نسائی در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 18:1 |

حوادث پايان جنگ چه قبل از قبولي و پذيرش قطعنامه 598 و چه بعد از آن چون حوادث آغاز تجاوز رژيم بعث عراق به فرماندهي صدام , در اذهان فرد فرد مردم ايران اسلامي نقش بسته و فراموش نشدني است , چرا كه دشمن علي رغم تنبيه  شدن توسط رزمندگان اسلام , خوي و صفت تجاوزش را تا دم قطعنامه و پس از آن ,  فراموش نكرد و به صفت حيوانيش تداوم بخشيد و اين سند زنده ايست كه به اثبات و جواب شبه آتش بس پس از فتح خرمشهر قوت مي بخشد , چرا كه صدام در آن زمان هم  قصد فريب و نيرنگ كرده داشت تا پس از تجهيز و قوت بخشيدن به سازمان رزمش بار ديگر به مرزهاي مقدس ايران حمله ور شود.

 در ادامه بخوانید

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلامعلی نسائی در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 17:57 |

 

امتداد 

  نشریه فرهنگ و پایداری دفاع مقدس به سر دبیری رضا مصطفوی

بزرگسالانُ نوجوانانُ و کودکان هم منتشر گردید. 

   http://www.diareranj.ir

 

دیاررنج فرهنگ و مقاومت و ایثار

 

+ نوشته شده توسط غلامعلی نسائی در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 17:41 |
سرفه ميكند. سرفه ميكند.

راه ميرود سرفه ميكند

 نگاه ميكند سرفه ميزند

ايستاده ، نشسته

خوابيده خواب وبيداريش به هم آميخته

باز سرفه ميكند

 در تكرار اهنگ هاي ملايمي كه جنجره اش ميسرايد (211 ) روز از سال را روزه است. روزي سه بار غذا تناول  ميكند و روزي چهار بار بالا مي آورد. روزي هزار بار ميميرد. ذره ذره قطره قطره به شهادت ميرسد .دم به دم شهيد ميشود . لحظه به لحظه تشيع ميشود. براي خودش مردي است . اما با مرد هاي ديگر تفاوت هاي بسيار دارد .مناجات هاي او نيز با همه مناجات ها متفاوت است

مناجات حاج محمد صادق روشني ، جانباز شيميائي هفتاد درصد .

خدايا    سرفه عشق را به سوي تو پرواز ميدهم .

در ادامه بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلامعلی نسائی در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 17:26 |

معمول است كه براي نگارش زندگينامه از روز ، ماه و سال تولد آغاز مي‌كنند، اما براي معرفي سيدمجتبي بهتر است به سالهاي پيش از تولد وي بازگرديم؛ زيرا بر اين اصل واقفيم كه براي معرفي هر پديده‌اي ابتدا بايد سابقه و گذشته آن پديده را مرور كرد و در سير ايجاد آن به تفكر و تعمق پرداخت دوران پيش از تولد مازندران از ديرباز همواره خاستگاه شيعيان خالص و ارادتمندان به اهل بيت عصمت و طهارت بوده است. يكي از نمودهاي بارز اين ارادت برپايي مجالس سوگ و سرور در شأن اهل بيت(ع) بوده كه نياكان سيدمجتبي در شهرستان ساري همواره طليعه‌دار اين محافل و مجالس بوده‌اند.
يكي از آنان مرحوم سيدعلي‌اكبر علمدار (پدربزرگ سيدمجتبي) بود. او با احساس اين نكته كه در محله مسكوني آنان (بخش 8 ساري)

مكاني براي اقامة محافل مذكور وجود ندارد، يكي از اتاقهاي منزل خود را به اين امر اختصاص داد. همين خانه به ظاهر كوچك، مدتي ميعادگاه عاشقان اهل بيت(ع) و شاهد سوز و گدازهاي عارفانه سوگواران اباعبدالله...(ع) بود و در ماههاي محرم و صفر جمعيت اندك محله را در خود جاي مي‌داد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلامعلی نسائی در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 17:20 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar